der Fieberschweiß

Aussprache: /ˈfiːbɐˌʃvaɪ̯s/
Worttrennung: Fie·ber·schweiß
اسم

عرق تب، عرق ناشی از تب

Bedeutungen

1

عرق سرد یا گرمی که در اثر تب یا بیماری از بدن خارج می‌شود.

  • Nachdem das Fieber sank, brach er in Fieberschweiß aus.پس از کاهش تب، او عرق کرد (عرق تب از بدنش خارج شد).
  • Der Arzt wischte den Fieberschweiß von seiner Stirn.دکتر عرق تب را از پیشانی او پاک کرد.
  • Sie lag im Bett und war von Fieberschweiß bedeckt.او در رختخواب دراز کشیده بود و بدنش پوشیده از عرق تب بود.