die Figuralität

Aussprache: /fiɡuʁaliˈtɛːt/
Worttrennung: Fi·gu·ra·li·tät
اسم

شکل‌مندی، صورت‌مندی، پیکرتراشی

Bedeutungen

1

در هنر، به ویژه در مجسمه‌سازی و نقاشی، به نمایش یا استفاده از اشکال انسانی یا حیوانی اشاره دارد. همچنین می‌تواند به معنای ویژگی‌های سبکی یا سبکی خاص در یک اثر هنری باشد.

  • Die Figuralität in Michelangelos Skulpturen ist meisterhaft.شکل‌مندی (یا پیکرتراشی) در مجسمه‌های میکل‌آنژ استادانه است.
  • Die Ausstellung zeigt Werke mit unterschiedlicher Figuralität, von abstrakt bis realistisch.این نمایشگاه آثاری با شکل‌مندی‌های متفاوت، از انتزاعی تا واقع‌گرایانه را به نمایش می‌گذارد.
  • Die Figuralität des Körpers wird in der Renaissance-Malerei stark betont.صورت‌مندی بدن در نقاشی دوران رنسانس به شدت مورد تأکید قرار می‌گیرد.