die Figurantin
هنرپیشه فرعی (زن)، سیاهیلشکر (زن)، رقصنده گروهی (زن)
Beispiele
- Jetzt bin ich nur noch ''Figurantin'', aber früher war ich einmal Schauspielerin.حالا من فقط یک هنرپیشه فرعی هستم، اما قبلاً یک بازیگر بودم.
هنرپیشه فرعی (زن)، سیاهیلشکر (زن)، رقصنده گروهی (زن)