das Filetiermesser
کارد فیله کردن، چاقوی فیله
Beispiele
- Roscoe Patterson lag auf dem Rücken; der Griff von etwas, das wie ein ''Filetiermesser'' aussah, ragte aus seiner Brust.راسکو پترسون به پشت افتاده بود؛ دسته چیزی که شبیه کارد فیله کردن بود از سینهاش بیرون زده بود.