der, das Filter Aussprache:/ˈfɪltɐ/Wortzerlegung:Fil·ter اسم فیلتر معانی و تعاریف Filter:فیلتر، صافی (کاربرد روزمره با آرتیکل 'der')فیلتر (کاربرد فنی و تخصصی با آرتیکل 'das') جملات نمونه برای Filter:Wir müssen den Filter wechseln.ما باید فیلتر را عوض کنیم.Dieser Kaffee wird mit einem Filter gemacht.این قهوه با یک فیلتر درست میشود.Das Filter reinigt die Flüssigkeit.این فیلتر مایع را تصفیه میکند.