اسم
تأمینکننده مالی، سرمایهگذار، حامی مالی
جملات نمونه برای Finanzier:
Der Galerist konnte für die geplante Ausstellung keinen ''Finanzier'' finden.
صاحب گالری نتوانست برای نمایشگاه برنامهریزی شده تأمینکننده مالی پیدا کند.
„Weil kein neuer Direktor und ''Finanzier'' gefunden werden konnte, muss die legendäre Theaterbühne in der Wiener Urania schließen.“
چون مدیر و تأمینکننده مالی جدیدی پیدا نشد، تئاتر افسانهای در اورانیای وین باید تعطیل شود.