اسم
نوک انگشت، سر انگشت
جملات نمونه برای Fingerkuppe:
„Ich spiele Nylonsaiten. Nach einer Tournee hab ich links an den ''Fingerkuppen'' so dicke Hornhaut, daß ich damit auf glühendes Eisen tippen kann.“
من سیمهای نایلونی مینوازم. بعد از یک تور، در نوک انگشتان دست چپم آنقدر پوست ضخیم و پینه بسته دارم که میتوانم با آن به آهن گداخته ضربه بزنم.