اسم
فشاردهنده انگشت، ابزار شکنجه انگشت
جملات نمونه برای Fingerpresse:
„Zwei der Schergen packten darauf den Jungen und legten ihm die ''Fingerpresse'' an, dann begannen sie, diese anzuziehen.“
«دو تن از مزدوران پسر را گرفتند و فشاردهنده انگشت را به او زدند، سپس شروع به سفت کردن آن کردند.»