das Fingerspiel
بازی انگشتی (برای کودکان)، انگشتگذاری (روی ساز)
Beispiele
- Das ist der Daumen" ist ein in vielen Ländern verbreitetes ''Fingerspiel.این شست است» یک «بازی انگشتی» رایج در بسیاری از کشورهاست.
- Sein virtuoses ''Fingerspiel'' überzeugte das Publikum.انگشتگذاری» ماهرانه او تماشاگران را تحت تأثیر قرار داد.