der Firnis
ورنی، لاک محافظ (برای نقاشی)؛ ماده چسباننده (برای جوهر چاپ)
Beispiele
- Um den ''Firnis'' erneuern zu können, sollte er abnehmbar sein.برای اینکه بتوان ورنی را تجدید کرد، باید قابل برداشتن باشد.
- Ihr kultureller ''Firnis'' ist die erstklassige kubanische Vergangenheit, aber ihre Ermächtigungen entspringen ihrer Eitelkeit.ورنی فرهنگی او گذشته درجه یک کوبایی است، اما اختیارات او از غرورش نشأت میگیرد.