der Fischerhafen
بندر ماهیگیری، لنگرگاه قایقهای ماهیگیری
Bedeutungen
1
بندری که به طور خاص برای قایقها و کشتیهای ماهیگیری طراحی شده و مورد استفاده قرار میگیرد؛ شامل امکانات لازم برای تخلیه صید، تعمیرات و نگهداری شناورها.
- Der Fischerhafen war voller Boote.بندر ماهیگیری پر از قایق بود.
- Wir spazierten durch den Fischerhafen und beobachteten die Fischer.ما در بندر ماهیگیری قدم زدیم و به ماهیگیران نگاه کردیم.
- Der Fischerhafen bietet Schutz vor stürmischer See.بندر ماهیگیری در برابر دریای طوفانی محافظت میکند.