der Fischfang
ماهیگیری، صید ماهی
Bedeutungen
1
عمل یا فعالیت صید ماهی، چه به عنوان تفریح و چه به عنوان حرفه.
- Der Fischfang ist die Haupteinnahmequelle für viele Küstengemeinden.ماهیگیری منبع اصلی درآمد بسیاری از جوامع ساحلی است.
- Wir verbrachten den Nachmittag mit entspanntem Fischfang am See.ما بعد از ظهر را با ماهیگیری آرام در کنار دریاچه گذراندیم.
- Die Überfischung hat den Fischfang in dieser Region stark beeinträchtigt.صید بیرویه ماهیگیری در این منطقه را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.