die Fischzüchterin

Aussprache: /ˈfɪʃˌtsyçtərɪn/
Worttrennung: Fisch·züch·te·rin
اسم

پرورش‌دهنده ماهی (زن)

Bedeutungen

1

زنی که ماهی‌ها را در محیط‌های کنترل شده مانند استخرها یا مزارع پرورش می‌دهد.

  • Die Fischzüchterin hat erfolgreich eine neue Methode zur Zucht von Lachs entwickelt.پرورش‌دهنده ماهی (زن) با موفقیت روش جدیدی برای پرورش ماهی سالمون ابداع کرده است.
  • Die Fischzüchterin achtet besonders auf die artgerechte Haltung der Tiere.پرورش‌دهنده ماهی (زن) به ویژه به نگهداری مناسب حیوانات مطابق با گونه‌شان توجه می‌کند.
  • Sie ist eine erfahrene Fischzüchterin und kennt sich mit allen Aspekten der Aquakultur aus.او یک پرورش‌دهنده ماهی (زن) باتجربه است و با تمام جنبه‌های آبزی‌پروری آشنایی دارد.