der Flächenbrand
آتشسوزی گسترده، (مجازی) بحران گسترده، شورش فراگیر
Bedeutungen
1
آتشسوزی وسیع که در مناطق طبیعی مانند جنگلها، مراتع یا مزارع گسترش مییابد؛ آتشسوزی گسترده.
- Ein Flächenbrand bedrohte mehrere Dörfer in der Region.یک آتشسوزی گسترده چندین روستا را در منطقه تهدید میکرد.
- Die Feuerwehr kämpfte stundenlang gegen den Flächenbrand.آتشنشانان ساعتها با آتشسوزی گسترده مبارزه کردند.
- Trockenheit und Hitze begünstigen die Entstehung von Flächenbränden.خشکسالی و گرما باعث ایجاد آتشسوزیهای گسترده میشوند.
2
به صورت مجازی، گسترش سریع و کنترلناپذیر یک پدیده منفی مانند شورش، بیماری، بحران یا اطلاعات نادرست در جامعه؛ سرایت فراگیر.
- Die Nachricht verbreitete sich wie ein Flächenbrand in den sozialen Medien.این خبر مانند یک آتشسوزی گسترده در شبکههای اجتماعی منتشر شد.
- Der Streik drohte zu einem Flächenbrand in der gesamten Industrie zu werden.این اعتصاب تهدید میکرد که به یک شورش فراگیر در کل صنعت تبدیل شود.
- Die Angst vor der neuen Krankheit entwickelte sich zu einem Flächenbrand.ترس از بیماری جدید به یک بحران فراگیر تبدیل شد.