der Flächenbrand

Aussprache: /ˈflɛçn̩ˌbʁant/
Worttrennung: Flä·chen·brand
اسم

آتش‌سوزی گسترده، (مجازی) بحران گسترده، شورش فراگیر

Bedeutungen

1

آتش‌سوزی وسیع که در مناطق طبیعی مانند جنگل‌ها، مراتع یا مزارع گسترش می‌یابد؛ آتش‌سوزی گسترده.

  • Ein Flächenbrand bedrohte mehrere Dörfer in der Region.یک آتش‌سوزی گسترده چندین روستا را در منطقه تهدید می‌کرد.
  • Die Feuerwehr kämpfte stundenlang gegen den Flächenbrand.آتش‌نشانان ساعت‌ها با آتش‌سوزی گسترده مبارزه کردند.
  • Trockenheit und Hitze begünstigen die Entstehung von Flächenbränden.خشکسالی و گرما باعث ایجاد آتش‌سوزی‌های گسترده می‌شوند.
2

به صورت مجازی، گسترش سریع و کنترل‌ناپذیر یک پدیده منفی مانند شورش، بیماری، بحران یا اطلاعات نادرست در جامعه؛ سرایت فراگیر.

  • Die Nachricht verbreitete sich wie ein Flächenbrand in den sozialen Medien.این خبر مانند یک آتش‌سوزی گسترده در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد.
  • Der Streik drohte zu einem Flächenbrand in der gesamten Industrie zu werden.این اعتصاب تهدید می‌کرد که به یک شورش فراگیر در کل صنعت تبدیل شود.
  • Die Angst vor der neuen Krankheit entwickelte sich zu einem Flächenbrand.ترس از بیماری جدید به یک بحران فراگیر تبدیل شد.