der Flüchtlingsjunge

Aussprache: /ˈflʏçtlɪŋsˌjʊŋə/
Worttrennung: Flücht·lings·jun·ge
اسم

پسر پناهنده

Bedeutungen

1

پسری که به دلیل جنگ، آزار و اذیت یا بلایای طبیعی مجبور به ترک وطن خود شده و به عنوان پناهنده در کشور دیگری زندگی می‌کند.

  • Der kleine Flüchtlingsjunge lernte schnell die neue Sprache.پسر پناهنده کوچک به سرعت زبان جدید را یاد گرفت.
  • Wir haben einem Flüchtlingsjungen geholfen, seine Familie wiederzufinden.ما به یک پسر پناهنده کمک کردیم تا خانواده‌اش را پیدا کند.
  • Die Geschichte des Flüchtlingsjungen berührte viele Menschen.داستان پسر پناهنده بسیاری از مردم را تحت تأثیر قرار داد.