der Flüchtlingsjunge
پسر پناهنده
Bedeutungen
1
پسری که به دلیل جنگ، آزار و اذیت یا بلایای طبیعی مجبور به ترک وطن خود شده و به عنوان پناهنده در کشور دیگری زندگی میکند.
- Der kleine Flüchtlingsjunge lernte schnell die neue Sprache.پسر پناهنده کوچک به سرعت زبان جدید را یاد گرفت.
- Wir haben einem Flüchtlingsjungen geholfen, seine Familie wiederzufinden.ما به یک پسر پناهنده کمک کردیم تا خانوادهاش را پیدا کند.
- Die Geschichte des Flüchtlingsjungen berührte viele Menschen.داستان پسر پناهنده بسیاری از مردم را تحت تأثیر قرار داد.