das Flüchtlingsland
کشور پناهنده (کشوری که از آن فرار میکنند یا به آن پناه میبرند)
Bedeutungen
1
کشوری که پناهندگان از آنجا میآیند و به دلایل مختلف مانند جنگ، آزار و اذیت یا فقر از آنجا فرار کردهاند.
- Die politische Instabilität macht es zu einem gefährlichen Flüchtlingsland.بیثباتی سیاسی آن را به یک کشور مبدأ خطرناک برای پناهندگان تبدیل کرده است.
- Viele Menschen fliehen aus ihrem Heimatland, das zu einem Flüchtlingsland geworden ist.بسیاری از مردم از کشور خود که به یک کشور مبدأ پناهندگان تبدیل شده است، فرار میکنند.
- Die internationale Gemeinschaft muss den Menschen in diesem Flüchtlingsland helfen.جامعه بینالمللی باید به مردم این کشور مبدأ پناهندگان کمک کند.
2
کشوری که پناهندگان به آنجا پناه میبرند و در آنجا امنیت و سرپناه پیدا میکنند.
- Deutschland ist für viele ein wichtiges Flüchtlingsland geworden.آلمان برای بسیاری به یک کشور مقصد مهم برای پناهندگان تبدیل شده است.
- Die Regierung bemüht sich, die Integration der Flüchtlinge in das neue Flüchtlingsland zu erleichtern.دولت تلاش میکند تا ادغام پناهندگان در کشور مقصد جدید را تسهیل کند.
- Die Bedingungen im Flüchtlingsland sind nicht immer einfach für die Ankommenden.شرایط در کشور مقصد پناهندگان همیشه برای تازهواردان آسان نیست.