das Flüchtlingsmädchen
دختر پناهنده، دختر آواره
Bedeutungen
1
دختر جوانی که به دلیل جنگ، آزار و اذیت یا بلایای طبیعی مجبور به ترک خانه و کشور خود شده و به دنبال پناهندگی است.
- Das Flüchtlingsmädchen erzählte von ihrer langen und gefährlichen Reise.دختر پناهنده از سفر طولانی و خطرناک خود صحبت کرد.
- Hilfsorganisationen kümmern sich um das Wohl von Flüchtlingsmädchen.سازمانهای امدادی به رفاه دختران پناهنده رسیدگی میکنند.
- Die Geschichte des kleinen Flüchtlingsmädchens berührte viele Menschen.داستان دختر پناهنده کوچک، بسیاری از مردم را تحت تاثیر قرار داد.