die Flüsterin

Aussprache: /ˈflʏstərɪn/
Worttrennung: Flüs·te·rin
اسم

زن نجواگر، زن سخن‌چین

Bedeutungen

1

زنی که به طور مداوم و اغلب مخفیانه صحبت می‌کند، به ویژه در مورد شایعات یا اسرار دیگران؛ سخن‌چین.

  • Die alte Nachbarin war bekannt als die größte Flüsterin im ganzen Viertel.همسایه پیر به عنوان بزرگترین سخن‌چین کل محله شناخته می‌شد.
  • Man sollte der Flüsterin keine Geheimnisse anvertrauen, denn sie verbreitet sie schnell.نباید اسرار را به زن سخن‌چین سپرد، زیرا او آن‌ها را به سرعت پخش می‌کند.
  • Die Flüsterin im Büro sorgte für ständige Unruhe unter den Kollegen.زن سخن‌چین در دفتر باعث ناآرامی مداوم در بین همکاران می‌شد.