der Flaschenhals
گردن بطری، گلوگاه (تنگنا در سیستم)
Bedeutungen
1
قسمت باریک و بلند بالای بطری که دهانه بطری را تشکیل میدهد.
- Der Wein floss langsam durch den Flaschenhals.شراب به آرامی از گردن بطری جریان یافت.
- Sie hatte Mühe, den Korken aus dem Flaschenhals zu ziehen.او برای بیرون کشیدن چوب پنبه از گردن بطری مشکل داشت.
- Der Flaschenhals der Glasflasche war sehr eng.گردن بطری شیشهای بسیار تنگ بود.
2
به صورت مجازی، به معنای یک نقطه تنگنا یا گلوگاه در یک فرآیند، سیستم یا شبکه که باعث کندی یا انسداد جریان میشود.
- Der Verkehr staute sich wegen eines Flaschenhalses auf der Autobahn.ترافیک به دلیل یک گلوگاه در بزرگراه متوقف شد.
- Die langsame Internetverbindung war der Flaschenhals für unsere Arbeit.اتصال کند اینترنت، گلوگاه کار ما بود.
- Wir müssen den Flaschenhals in der Produktion beseitigen.ما باید گلوگاه تولید را برطرف کنیم.