der Flaschenhals

Aussprache: /ˈflaʃn̩hals/
Worttrennung: Fla·schen·hals
اسم

گردن بطری، گلوگاه (تنگنا در سیستم)

Bedeutungen

1

قسمت باریک و بلند بالای بطری که دهانه بطری را تشکیل می‌دهد.

  • Der Wein floss langsam durch den Flaschenhals.شراب به آرامی از گردن بطری جریان یافت.
  • Sie hatte Mühe, den Korken aus dem Flaschenhals zu ziehen.او برای بیرون کشیدن چوب پنبه از گردن بطری مشکل داشت.
  • Der Flaschenhals der Glasflasche war sehr eng.گردن بطری شیشه‌ای بسیار تنگ بود.
2

به صورت مجازی، به معنای یک نقطه تنگنا یا گلوگاه در یک فرآیند، سیستم یا شبکه که باعث کندی یا انسداد جریان می‌شود.

  • Der Verkehr staute sich wegen eines Flaschenhalses auf der Autobahn.ترافیک به دلیل یک گلوگاه در بزرگراه متوقف شد.
  • Die langsame Internetverbindung war der Flaschenhals für unsere Arbeit.اتصال کند اینترنت، گلوگاه کار ما بود.
  • Wir müssen den Flaschenhals in der Produktion beseitigen.ما باید گلوگاه تولید را برطرف کنیم.