der Flaschenkühler

Aussprache: /ˈflaʃn̩ˌkyːlɐ/
Worttrennung: Fla·schen·küh·ler
اسم

خنک‌کننده بطری، سطل یخ نوشیدنی

Bedeutungen

1

وسیله‌ای که برای خنک نگه داشتن بطری نوشیدنی، معمولاً با استفاده از یخ یا مواد خنک‌کننده دیگر، به کار می‌رود.

  • Wir haben den Wein in einem Flaschenkühler auf der Terrasse platziert.ما شراب را در یک خنک‌کننده بطری روی تراس قرار دادیم.
  • Ein guter Flaschenkühler hält die Getränke stundenlang kalt.یک خنک‌کننده بطری خوب، نوشیدنی‌ها را ساعت‌ها سرد نگه می‌دارد.
  • Für die Party besorgten wir uns mehrere Flaschenkühler.برای مهمانی، ما چندین سطل یخ نوشیدنی تهیه کردیم.