die Flaschenscherbe
تکه شیشه شکسته بطری، خرده شیشه بطری
Beispiele
- Er trat dabei auf ''Flaschenscherben'' und sah, daß die Lattentür zum Weinkeller abgebrochen war.او پایش را روی خرده شیشههای بطری گذاشت و دید که درب چوبی سرداب شراب شکسته بود.
تکه شیشه شکسته بطری، خرده شیشه بطری