der Flashmob
فلشماب (گردهمایی ناگهانی و برنامهریزیشده)
Beispiele
- Gestern habe ich einen ''Flashmob'' gesehen.دیروز یک فلشماب دیدم.
- Der ''Flashmob'' traf sich am Bahnhof.فلشماب در ایستگاه قطار گرد هم آمد.
فلشماب (گردهمایی ناگهانی و برنامهریزیشده)