der Flattermann

Aussprache: /ˈflatɐman/
Worttrennung: Flat·ter·mann
اسم

مرغ سوخاری؛ آدم دستپاچه

Bedeutungen

1

به صورت عامیانه، به کسی گفته می‌شود که بسیار دستپاچه، مضطرب یا ترسو است و نمی‌تواند آرامش خود را حفظ کند.

  • Vor der Prüfung wurde er zu einem richtigen Flattermann.قبل از امتحان، او واقعاً دستپاچه شد.
  • Bleib ruhig, du brauchst kein Flattermann zu sein!آرام باش، لازم نیست دستپاچه شوی!
  • Der laute Knall ließ ihn zum Flattermann werden.صدای بلند او را دستپاچه کرد.
2

به صورت غیررسمی و طنزآمیز، به مرغ سوخاری یا غذایی شبیه به آن اشاره دارد.

  • Am Wochenende gibt es bei uns oft Flattermann zum Abendessen.آخر هفته‌ها اغلب مرغ سوخاری برای شام داریم.
  • Ich habe Lust auf einen knusprigen Flattermann.هوس یک مرغ سوخاری ترد کرده‌ام.
  • Der Imbiss bietet verschiedene Arten von Flattermann an.این اغذیه‌فروشی انواع مختلفی از مرغ سوخاری را ارائه می‌دهد.