der Flattermann
مرغ سوخاری؛ آدم دستپاچه
Bedeutungen
1
به صورت عامیانه، به کسی گفته میشود که بسیار دستپاچه، مضطرب یا ترسو است و نمیتواند آرامش خود را حفظ کند.
- Vor der Prüfung wurde er zu einem richtigen Flattermann.قبل از امتحان، او واقعاً دستپاچه شد.
- Bleib ruhig, du brauchst kein Flattermann zu sein!آرام باش، لازم نیست دستپاچه شوی!
- Der laute Knall ließ ihn zum Flattermann werden.صدای بلند او را دستپاچه کرد.
2
به صورت غیررسمی و طنزآمیز، به مرغ سوخاری یا غذایی شبیه به آن اشاره دارد.
- Am Wochenende gibt es bei uns oft Flattermann zum Abendessen.آخر هفتهها اغلب مرغ سوخاری برای شام داریم.
- Ich habe Lust auf einen knusprigen Flattermann.هوس یک مرغ سوخاری ترد کردهام.
- Der Imbiss bietet verschiedene Arten von Flattermann an.این اغذیهفروشی انواع مختلفی از مرغ سوخاری را ارائه میدهد.