Flausen im Kopf haben

Aussprache: /ˈflaʊzn̩ ɪm kɔpf ˈhaːbn̩/
Worttrennung: Flau·sen im ·Kopf ha·ben
اصطلاح

خیالات واهی در سر داشتن، ایده‌های غیرعملی داشتن، نقشه‌های غیرقابل اجرا کشیدن

Bedeutungen

1

به معنی داشتن ایده‌های غیرواقعی، خیالات خام یا نقشه‌هایی است که عملی کردن آن‌ها بسیار دشوار یا غیرممکن است.

  • Er hat Flausen im Kopf und glaubt, er kann über Nacht reich werden.او خیالاتی در سر دارد و فکر می‌کند می‌تواند یک شبه پولدار شود.
  • Lass dich nicht von solchen Ideen verführen, du hast Flausen im Kopf.فریب چنین ایده‌هایی را نخور، تو خیالاتی در سر داری.
  • Sie hat Flausen im Kopf und will ohne Ausbildung eine Weltreise machen.او نقشه‌های غیرعملی در سر دارد و می‌خواهد بدون تحصیل به سفر دور دنیا برود.