Fleisch und Blut

Aussprache: /ˈflaɪ̯ʃ ʊnt ˈbluːt/
Worttrennung: Fleisch un·d ·Blut
Wortverbindung

۱. از گوشت و خون (واقعی، زنده، ملموس) ۲. پاره تن، فرزند، خویشاوند نزدیک

Beispiele

  • Genau wie unsere Events. Die veranstalten wir auch noch selbst. Da sind wir vor Ort in ''Fleisch und Blut'', zum Beispiel in Berlin am 11. Dezember.دقیقاً مثل رویدادهای ما. ما خودمان آنها را برگزار می‌کنیم. ما در محل به صورت ''واقعی و زنده'' حضور داریم، مثلاً در برلین در ۱۱ دسامبر.