die Fleischbröckchen
تکههای کوچک گوشت
Bedeutungen
1
قطعات کوچک و معمولاً نرم گوشت، اغلب به عنوان غذا برای حیوانات خانگی یا در غذاهای آماده.
- Die Katze fraß gierig die Fleischbröckchen aus der Dose.گربه با ولع تکههای گوشت کنسرو را خورد.
- Diese Suppe enthält kleine Fleischbröckchen.این سوپ حاوی تکههای کوچک گوشت است.
- Er gab seinem Hund ein paar Fleischbröckchen als Belohnung.او به عنوان پاداش چند تکه کوچک گوشت به سگش داد.