der Fleischerladen
قصابی، مغازه گوشت فروشی
Bedeutungen
1
مغازهای که در آن گوشت تازه و محصولات گوشتی فروخته میشود و معمولاً توسط قصاب آماده و عرضه میگردد.
- Ich kaufe mein Fleisch immer frisch im Fleischerladen an der Ecke.من همیشه گوشت خود را تازه از قصابی سر کوچه میخرم.
- Der Fleischerladen bietet auch hausgemachte Wurstwaren an.قصابی همچنین محصولات سوسیس خانگی نیز ارائه میدهد.
- Der Geruch von frischem Fleisch zog mich in den Fleischerladen.بوی گوشت تازه مرا به داخل قصابی کشاند.