das Fleischkäsebrötchen

Aussprache: /ˈflaɪ̯ʃkɛːzəˌbʁøːtçən/
Worttrennung: Fleisch·kä·se·bröt·chen
اسم

نان ساندویچی با گوشت پنیر (نوعی سوسیس پخته شده)

Bedeutungen

1

نان گرد یا نیم‌گرد آلمانی که داخل آن یک برش از گوشت پنیر (Fleischkäse) قرار داده شده است.

  • Zum Frühstück bestellte ich ein warmes Fleischkäsebrötchen.برای صبحانه، یک نان ساندویچی گوشت پنیر گرم سفارش دادم.
  • Das Fleischkäsebrötchen war sehr lecker.نان ساندویچی گوشت پنیر خیلی خوشمزه بود.
  • Viele Bäcker verkaufen frische Fleischkäsebrötchen.بسیاری از نانواها نان‌های ساندویچی گوشت پنیر تازه می‌فروشند.