die Fleischkarte

Aussprache: /ˈflaɪ̯ʃˌkaʁtə/
Worttrennung: Fleisch·kar·te
اسم

کارت سهمیه گوشت

Bedeutungen

1

کارتی که در زمان کمبود یا جیره‌بندی برای خرید مقدار معینی گوشت استفاده می‌شد.

  • Während des Krieges bekam jeder Bürger eine Fleischkarte.در طول جنگ به هر شهروند یک کارت سهمیه گوشت داده می‌شد.
  • Mit dieser Fleischkarte konnte man nur einmal pro Woche Fleisch kaufen.با این کارت سهمیه گوشت، فقط یک بار در هفته می‌شد گوشت خرید.
  • Die Fleischkarte war ein Symbol für die Knappheit der Nachkriegszeit.کارت سهمیه گوشت نمادی از کمبود در دوران پس از جنگ بود.