der Fleischspieß
سیخ کباب گوشت، جوجه کباب
Bedeutungen
1
سیخی که تکههای گوشت روی آن قرار داده شده و معمولاً برای کباب کردن روی آتش یا گریل استفاده میشود.
- Wir haben mehrere Fleischspieße für den Grillabend vorbereitet.ما چندین سیخ کباب گوشت برای شب باربیکیو آماده کردیم.
- Der Duft von gegrilltem Fleischspieß erfüllte die Luft.بوی سیخ کباب گوشت در هوا پیچیده بود.
- Er steckte die Fleischstücke sorgfältig auf den Fleischspieß.او با دقت تکههای گوشت را به سیخ کباب زد.