der Fleischspieß

Aussprache: /ˈflaɪ̯ʃˌʃpiːs/
Worttrennung: Fleisch·spieß
اسم

سیخ کباب گوشت، جوجه کباب

Bedeutungen

1

سیخی که تکه‌های گوشت روی آن قرار داده شده و معمولاً برای کباب کردن روی آتش یا گریل استفاده می‌شود.

  • Wir haben mehrere Fleischspieße für den Grillabend vorbereitet.ما چندین سیخ کباب گوشت برای شب باربیکیو آماده کردیم.
  • Der Duft von gegrilltem Fleischspieß erfüllte die Luft.بوی سیخ کباب گوشت در هوا پیچیده بود.
  • Er steckte die Fleischstücke sorgfältig auf den Fleischspieß.او با دقت تکه‌های گوشت را به سیخ کباب زد.