der Fleischverkäufer
قصاب، فروشنده گوشت
Bedeutungen
1
مردی که گوشت را در قصابی یا فروشگاه مواد غذایی میفروشد و معمولاً آن را آماده میکند.
- Der Fleischverkäufer schnitt das Fleisch nach Wunsch des Kunden.قصاب گوشت را طبق خواسته مشتری برش داد.
- Er ist ein erfahrener Fleischverkäufer und kennt sich mit allen Fleischsorten aus.او یک فروشنده باتجربه گوشت است و با تمام انواع گوشت آشنایی دارد.
- Der Fleischverkäufer gab uns Tipps zur Zubereitung des Bratens.فروشنده گوشت نکاتی برای تهیه کباب به ما داد.