der Fleischverkäufer

Aussprache: /ˈflaɪ̯ʃfɛɐ̯ˌkɔɪ̯fɐ/
Worttrennung: Fleisch·ver·käu·fer
اسم

قصاب، فروشنده گوشت

Bedeutungen

1

مردی که گوشت را در قصابی یا فروشگاه مواد غذایی می‌فروشد و معمولاً آن را آماده می‌کند.

  • Der Fleischverkäufer schnitt das Fleisch nach Wunsch des Kunden.قصاب گوشت را طبق خواسته مشتری برش داد.
  • Er ist ein erfahrener Fleischverkäufer und kennt sich mit allen Fleischsorten aus.او یک فروشنده باتجربه گوشت است و با تمام انواع گوشت آشنایی دارد.
  • Der Fleischverkäufer gab uns Tipps zur Zubereitung des Bratens.فروشنده گوشت نکاتی برای تهیه کباب به ما داد.