der Fleischwolf

Aussprache: /ˈflaɪ̯ʃvɔlf/
Worttrennung: Fleisch·wolf
اسم

چرخ‌گوشت

Bedeutungen

1

دستگاهی مکانیکی یا برقی که برای خرد کردن گوشت به قطعات کوچکتر استفاده می‌شود. معمولاً شامل یک پیچ حلزونی، تیغه و صفحات سوراخ‌دار است.

  • Oma hat das Fleisch für die Bolognese-Sauce selbst durch den Fleischwolf gedreht.مادربزرگ گوشت سس بولونیز را خودش با چرخ‌گوشت چرخ کرد.
  • Der elektrische Fleischwolf spart viel Zeit beim Zubereiten von Hackfleisch.چرخ‌گوشت برقی هنگام تهیه گوشت چرخ‌کرده، زمان زیادی را صرفه‌جویی می‌کند.
  • Bitte reinige den Fleischwolf gründlich nach jedem Gebrauch.لطفاً چرخ‌گوشت را پس از هر بار استفاده به طور کامل تمیز کنید.