das Flickwort

Aussprache: /ˈflɪkˌvɔʁt/
Worttrennung: Flick·wort
اسم

واژه پرکننده، کلمه زائد

Bedeutungen

1

کلمه‌ای که برای پر کردن سکوت یا ایجاد وقفه در صحبت به کار می‌رود و معمولاً معنای خاصی ندارد (مانند 'اِهم'، 'اُهم').

  • Sein Vortrag war voller Flickwörter, was ihn unsicher erscheinen ließ.ارائه او پر از کلمات پرکننده بود که او را ناامن نشان می‌داد.
  • Versuche, das Flickwort 'äh' zu vermeiden, wenn du sprichst.سعی کن هنگام صحبت کردن از کلمه پرکننده 'اِهم' اجتناب کنی.
  • Das ständige Benutzen von Flickwörtern kann ablenkend wirken.استفاده مداوم از کلمات پرکننده می‌تواند حواس‌پرت‌کننده باشد.