der Fliegenfänger

Aussprache: /ˈfliːɡn̩ˌfɛŋɐ/
Worttrennung: Flie·gen·fän·ger
اسم

مگس‌گیر (نوار چسبناک)، دروازه‌بان ضعیف

Bedeutungen

1

وسیله‌ای برای گرفتن مگس‌ها، معمولاً نواری کاغذی یا پلاستیکی آغشته به ماده‌ای چسبناک که مگس‌ها به آن می‌چسبند.

  • Im Sommer hängen wir oft einen Fliegenfänger in der Küche auf.در تابستان اغلب یک مگس‌گیر در آشپزخانه آویزان می‌کنیم.
  • Der Fliegenfänger war voller Insekten.مگس‌گیر پر از حشرات بود.
  • Diese klebrige Rolle ist ein effektiver Fliegenfänger.این غلتک چسبناک یک مگس‌گیر مؤثر است.
2

در ورزش فوتبال، به دروازه‌بانی گفته می‌شود که مهارت کمی دارد و به راحتی گل می‌خورد؛ دروازه‌بان ضعیف.

  • Der neue Torwart erwies sich als echter Fliegenfänger.دروازه‌بان جدید واقعاً یک دروازه‌بان ضعیف از آب درآمد.
  • Nachdem der Stammtorhüter verletzt war, musste ein Fliegenfänger spielen.پس از مصدومیت دروازه‌بان اصلی، یک دروازه‌بان ضعیف مجبور به بازی شد.
  • Die Fans waren unzufrieden mit dem Fliegenfänger im Tor.هواداران از دروازه‌بان ضعیف در دروازه ناراضی بودند.