der Fliegenschwarm
دسته مگس، گله مگس
Bedeutungen
1
تعداد زیادی مگس که به صورت گروهی و متراکم در یک مکان جمع شدهاند یا پرواز میکنند.
- Ein dichter Fliegenschwarm belästigte die Picknickgäste.یک دسته متراکم مگس، مهمانان پیکنیک را آزار داد.
- Der Fliegenschwarm tanzte im Sonnenlicht.دسته مگس در نور خورشید میرقصید.
- Wir mussten den Fliegenschwarm mit den Händen vertreiben.ما مجبور شدیم دسته مگس را با دست دور کنیم.