اسم
هواپیمای آبنشین، قایق پرنده
جملات نمونه برای Flugboot:
„Roald Amundsen etwa wollte sich dem Nordpol mit zwei ''Flugbooten'' der Dornier-Werft nähern.“
«رولد آموندسن مثلاً میخواست با دو فروند هواپیمای آبنشین شرکت دورنیه به قطب شمال نزدیک شود.»
„Willy Messerschmitt übernahm eine Konstruktion des Rosenheimers Fend und fertigte in Regensburg den dreirädrigen Messerschmitt Kabinenroller, dem später der vierrädrige Tiger folgte, Ernst Heinkel versuchte sich mit der ebenfalls dreirädrigen Heinkel Kabine, Claudius Dornier bastelte am Bodensee an einem vierrädrigen Ding, bei Piaggio in Italien war der zweirädrige Weltroller Vespa bereits entstanden - sie alle bauten einmal Bomber, Jagdflugzeuge und ''Flugboote'' und hatten seit dem Kriegsende nichts mehr zu tun gehabt.“
«ویلی مسشمیت ساختار یک طراح اهل روزنهایم به نام فند را تصاحب کرد و در رگنسبورگ اسکوتر کابیندار سه چرخ مسشمیت را تولید کرد که بعداً مدل چهارچرخ تایگر به دنبال آن آمد، ارنست هاینکل با کابین سهچرخ هاینکل خودش را امتحان کرد، کلاودیوس دورنیه در کنار دریاچه کنستانس روی یک وسیله چهارچرخ کار میکرد، در شرکت پیاجیو در ایتالیا اسکوتر معروف دوچرخ وسپا قبلاً ساخته شده بود - آنها همگی زمانی بمبافکن، جنگنده و هواپیمای آبنشین میساختند و از زمان پایان جنگ دیگر کاری برای انجام دادن نداشتند.»