اسم
مسافر هواپیما، مسافر پرواز
جملات نمونه برای Fluggast:
Die Stewardess bot dem ''Fluggast'' etwas zu trinken an.
مهماندار به مسافر نوشیدنی تعارف کرد.
„Dort hatten sich die ''Fluggäste'' in zwei Gruppen geteilt; die einen fuhren zum Feiern nach Tel Aviv, die anderen fuhren zum Beten nach Jerusalem.“
«در آنجا مسافران پرواز به دو گروه تقسیم شده بودند؛ یک گروه برای جشن گرفتن به تلآویو رفتند و گروه دیگر برای عبادت به اورشلیم رفتند.»