die Flussmündung

Aussprache: /ˈflʊsˌmʏndʊŋ/
Worttrennung: Fluss·mün·dung
اسم

دهانه رودخانه، مصب رودخانه

Bedeutungen

1

نقطه‌ای که یک رودخانه به دریا، دریاچه یا رودخانه دیگری می‌ریزد و معمولاً با کاهش سرعت جریان آب و رسوب‌گذاری همراه است.

  • Die Elbe hat eine breite Flussmündung in die Nordsee.رودخانه البه دهانه پهناوری در دریای شمال دارد.
  • In der Flussmündung leben viele verschiedene Fischarten.در دهانه رودخانه گونه‌های مختلفی از ماهی‌ها زندگی می‌کنند.
  • Die Flussmündung ist ein wichtiges Ökosystem für Vögel.مصب رودخانه یک اکوسیستم مهم برای پرندگان است.