das Formwort

Aussprache: /ˈfɔrmvɔrt/
Worttrennung: Form·wort
اسم

واژه دستوری، واژه تابعی

Bedeutungen

1

در زبان‌شناسی، واژه‌ای که کارکرد اصلی یا تنها کارکرد آن دستوری است و بار معنایی مستقلی ندارد (مانند حروف اضافه، حروف ربط، ضمایر، حروف تعریف).

  • Das Wort 'und' ist ein typisches Formwort, das Sätze verbindet.واژه 'und' یک واژه دستوری معمولی است که جملات را به هم وصل می‌کند.
  • In der Linguistik werden Artikel wie 'der', 'die', 'das' als Formwörter klassifiziert.در زبان‌شناسی، حروف تعریف مانند 'der'، 'die'، 'das' به عنوان واژه‌های دستوری طبقه‌بندی می‌شوند.
  • Präpositionen sind wichtige Formwörter, um Beziehungen zwischen Satzteilen auszudrücken.حروف اضافه، واژه‌های دستوری مهمی برای بیان روابط بین اجزای جمله هستند.