der Forschungsreisende
محقق زن، پژوهشگر زن
Bedeutungen
1
زنی که به تحقیق، کاوش و پژوهش در زمینههای علمی، جغرافیایی یا فرهنگی میپردازد، به ویژه در سفرهای اکتشافی.
- Die berühmte Forschungsreisende sammelte seltene Pflanzen in den Regenwäldern Südamerikas.آن پژوهشگر زن مشهور، گیاهان کمیاب را در جنگلهای بارانی آمریکای جنوبی جمعآوری کرد.
- Als junge Forschungsreisende wagte sie sich in unbekannte Gebiete vor.او به عنوان یک پژوهشگر زن جوان، خود را به مناطق ناشناخته رساند.
- Die Aufzeichnungen der Forschungsreisende lieferten wertvolle Einblicke in die lokale Kultur.یادداشتهای آن پژوهشگر زن، بینشهای ارزشمندی در مورد فرهنگ محلی ارائه داد.