der Forschungsreisender
جهانگرد محقق، کاوشگر
Bedeutungen
1
شخصی که به منظور تحقیق علمی، اکتشاف یا مطالعه به مناطق مختلف جهان سفر میکند.
- Der berühmte Forschungsreisende Alexander von Humboldt erkundete Südamerika.جهانگرد محقق مشهور، الکساندر فون هومبولت، آمریکای جنوبی را کاوش کرد.
- Als Forschungsreisender sammelte sie seltene Pflanzenproben für ihr Herbarium.او به عنوان یک جهانگرد محقق، نمونههای گیاهی کمیاب را برای گیاهنامه خود جمعآوری کرد.
- Die Expedition wurde von einem erfahrenen Forschungsreisenden geleitet.این سفر اکتشافی توسط یک کاوشگر باتجربه هدایت شد.