die Frömmlerin

Aussprache: /ˈfrœml̩rɪn/
Worttrennung: Frömm·le·rin
اسم

زن ریاکار، زن متظاهر به دینداری

Bedeutungen

1

زنی که به ظاهر بسیار مذهبی و پارسا است اما در واقعیت اینگونه نیست و ریاکاری می‌کند.

  • Die alte Dame war bekannt als eine strenge Frömmlerin, die jeden Sonntag in der Kirche saß.آن بانوی سالخورده به عنوان یک زن ریاکار سختگیر شناخته می‌شد که هر یکشنبه در کلیسا می‌نشست.
  • Manche Leute halten sie für eine Heilige, aber ich glaube, sie ist nur eine Frömmlerin.برخی او را قدیس می‌دانند، اما من فکر می‌کنم او فقط یک زن ریاکار است.
  • Die Frömmlerin trug immer ein Kreuz, aber ihre Taten sprachen eine andere Sprache.آن زن ریاکار همیشه صلیبی به گردن داشت، اما اعمالش چیز دیگری می‌گفت.