die Frühgeburt

Aussprache: /ˈfryːɡəˌbʊʁt/
Worttrennung: Früh·ge·burt
اسم

تولد زودرس، نوزاد نارس

Bedeutungen

1

تولد نوزاد قبل از پایان هفته کامل بارداری (معمولاً قبل از هفته ۳۷ بارداری).

  • Eine Frühgeburt kann verschiedene gesundheitliche Risiken für das Kind mit sich bringen.تولد زودرس می‌تواند خطرات سلامتی مختلفی را برای کودک به همراه داشته باشد.
  • Die Ärzte kämpften darum, die Frühgeburt zu verhindern.پزشکان برای جلوگیری از تولد زودرس تلاش کردند.
  • Die Überlebenschancen bei einer sehr frühen Frühgeburt sind oft gering.شانس بقا در یک تولد بسیار زودرس اغلب کم است.
2

نوزادی که در نتیجه تولد زودرس به دنیا آمده است؛ نوزاد نارس.

  • Das kleine Frühgeburt wurde sofort auf die Neugeborenenstation gebracht.نوزاد نارس کوچک بلافاصله به بخش نوزادان منتقل شد.
  • Die Eltern waren erleichtert, als sie hörten, dass ihr Frühgeburt stabil ist.والدین وقتی شنیدند که نوزاد نارسشان پایدار است، آسوده شدند.
  • Die Pflege eines Frühgeburt erfordert besondere Aufmerksamkeit.مراقبت از یک نوزاد نارس نیازمند توجه ویژه است.