اسم
پرسشنامه
جملات نمونه برای Fragebogen:
Man bekam wahnsinnig neugierige ''Fragebögen,'' die selbst die Halsweite des Vaters wissen wollten, zum Ausfüllen vorgelegt.
پرسشنامههای بسیار کنجکاوانهای به دستشان داده شد که حتی میخواستند دور گردن پدر را هم بدانند.
„Mit entsprechenden ''Fragebögen'' kann man jedem seinen Wahnsinn nachweisen.“
با پرسشنامههای مناسب میتوان جنون هر کسی را اثبات کرد.