der Frauenarzt

Aussprache: /ˈfraʊ̯ənˌʔaːɐ̯t͡st/
Worttrennung: Frauen·a·rzt
اسم

متخصص زنان، پزشک زنان

Bedeutungen

1

پزشکی که در سلامت دستگاه تناسلی و تولید مثل زنان تخصص دارد؛ متخصص زنان و زایمان.

  • Sie geht regelmäßig zu ihrem Frauenarzt zur Vorsorgeuntersuchung.او به طور منظم برای معاینه پیشگیرانه به پزشک زنان خود مراجعه می‌کند.
  • Der Frauenarzt hat ihr geraten, mehr auf ihre Ernährung zu achten.پزشک زنان به او توصیه کرد که بیشتر به رژیم غذایی خود توجه کند.
  • In Deutschland ist der Frauenarzt oft auch der erste Ansprechpartner bei Fragen zur Verhütung.در آلمان، پزشک زنان اغلب اولین نقطه تماس برای سوالات مربوط به پیشگیری از بارداری است.