der Frauenarzt
متخصص زنان، پزشک زنان
Bedeutungen
1
پزشکی که در سلامت دستگاه تناسلی و تولید مثل زنان تخصص دارد؛ متخصص زنان و زایمان.
- Sie geht regelmäßig zu ihrem Frauenarzt zur Vorsorgeuntersuchung.او به طور منظم برای معاینه پیشگیرانه به پزشک زنان خود مراجعه میکند.
- Der Frauenarzt hat ihr geraten, mehr auf ihre Ernährung zu achten.پزشک زنان به او توصیه کرد که بیشتر به رژیم غذایی خود توجه کند.
- In Deutschland ist der Frauenarzt oft auch der erste Ansprechpartner bei Fragen zur Verhütung.در آلمان، پزشک زنان اغلب اولین نقطه تماس برای سوالات مربوط به پیشگیری از بارداری است.