اسم
فریک، شیفته و دیوانهی یک موضوع خاص، آدم عجیبوغریب
جملات نمونه برای Freak:
Wenn es um das Sammeln von Plüschtieren geht, ist meine Freundin ein echter ''Freak.''
وقتی صحبت از جمعآوری عروسکهای پولیشی میشود، دوستم یک فريک واقعی است.
„Als ich siebzehn Jahre alt war, hielten mich viele für einen ''Freak'', sowohl in meiner Familie als auch in der Schule und in dem Viertel, in dem ich in Bagdad aufwuchs.“
وقتی هفده ساله بودم، بسیاری مرا یک فریک میدانستند، هم در خانوادهام و هم در مدرسه و در محلهای که در بغداد در آن بزرگ شدم.