die Freibadbesucherin

Aussprache: /ˈfʁaɪ̯baːtˌbəzuːxəʁɪn/
Worttrennung: Frei·bad·be·su·che·rin
اسم

بازدیدکننده زن استخر روباز

Bedeutungen

1

زنی که از استخر روباز (Freibad) استفاده می‌کند یا به آنجا می‌رود.

  • Die Freibadbesucherin genoss die Sonne auf der Liegewiese.بازدیدکننده زن استخر روباز از آفتاب روی چمن برای دراز کشیدن لذت برد.
  • Als Freibadbesucherin muss sie die Badeordnung beachten.به عنوان بازدیدکننده زن استخر روباز، او باید مقررات شنا را رعایت کند.
  • Die Freibadbesucherin kaufte sich ein Eis an der Kasse.بازدیدکننده زن استخر روباز از صندوق یک بستنی خرید.