die Freiersfüße

Aussprache: /ˈfraɪ̯ɐsˌfyːsə/
Worttrennung: Frei·ers·fü·ße
اسم

در جستجوی همسر / خواستگاری (فقط در اصطلاحات خاص)

Bedeutungen

1

این اصطلاح معمولاً به صورت جمع و در عبارت 'Freiersfüße bekommen' به معنای 'به فکر ازدواج افتادن' یا 'به دنبال همسر گشتن' به کار می‌رود.

  • Nachdem er 30 geworden war, bekam er Freiersfüße.پس از اینکه سی ساله شد، به فکر ازدواج افتاد.
  • Er hat Freiersfüße bekommen und sucht nun eine Frau.او به دنبال همسر گشتن افتاده و اکنون به دنبال زنی می‌گردد.
  • Man sagt, wenn man Freiersfüße bekommt, ist es Zeit zu heiraten.می‌گویند وقتی کسی به فکر ازدواج می‌افتد، زمان ازدواج فرا رسیده است.